ـ۱* Gipsy Kings:Amigo* Gipsy Kings:Boogie* Gipsy Kings:Bolerias

۲ـ*Enrique Iglesias:wish-you-were-here-with-me * Enrique Iglesias:roamer
*Enrique Iglesias:break-me-shake-me

۳ـDj Tiesto:forever-today * dj-tiesto:adagio-for-strings* dj-tiesto:traffic

۴ـEMINEM:americans * eminem:super-man *eminem:ricky-ticky-toc
"آن کس که نقش را از خیال خویش
بر سنگ مرمر تصویر می کند
از آن کس که زمین را شخم می زند شریف تر است"
جبران خلیل جبران
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

به من بگو! آن شعــــــــله چــــه نام دارد؟
عشق،تنها آزادی در دنیاست،زیرا چنان روح را تعالی می بخشد که قوانین بشری و پدیده های طبیعی مسیر آن را تغییر نمی دهند.
محبوبم!اشکهایت را پاک کــــن.زیرا عشق که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خویش ساخته،موهبت صبوری وشکیبایی را نیز به ما ارزانی مــــی دارد.
اشکهایت را پاک کن و آرام بگیر.زیرا ما با عشق میثاق بسته ایم و برای آن عشق است که رنج نداری،تلخی،بی تویی و درد جدایی را تاب می آوریم.
هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد ،از پی اش بروید،هر چند راهش سخت و نا هموار باشد.
هنگامی که با بال هایش شما را در بر میگیرد،تسلیمش شوید،گر چه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند.وقتی با شما سخن میگوید باورش کنید،گر چه ممکن است صدایش رؤیاهاتان را پراکنده سازد،همان گونه که باد شمال باغ را بی بر میکند. زیرا عشق همان گونه تاج بر سرتان می گذارد، به صلیبتان میکشد.
همان گونه که شما را میپروراند ،شاخ و برگتان را هرس میکند.همان گونه که از قامتتان بالا میرود و نازکترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزند نوازش می کند،به زمین فرو میرود و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند می لرزاند.
عشق،شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته میکند. می کوبد تان تا برهنه تان کند. سپس غـربالتان میکند تا از کاه جداتان کند.آسیابتان میکند تا سپید شوید. ورزتان میدهد تا نرم شوید.آنگاه شما را به آتش مقدس خود میسپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند ،نانی مقدس شوید.
زندگی بدون عشق،به درختی میماند بدون شکوفه و میوه.عشق بدون زیبایی به گلهایی میماند بدون رایحه و به میوه هایی که هسته ندارند....زندگی ،عشق و زیبایی ،یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا میشوند و نه تغییر میکنند.
برای خاطر عشق به من بگو ،آن شعـــــــله چه نام دارد که در دلم زبانه میکشد،نیرویم را میبلعـد و اراده ام را زایل میکند؟
عشق در ردای افتادگی از کنارمان میگذرد،اما ما میترسیم و از او میگریزیم یا در تاریکی پنهان میشویم،یا اینکه تعـقیبش میکنیم و به نام او دست به شرارت میزنیم!
کریسمس مبارک













البته با یه عالمه تا خیر




تيم ملي فوتبال ايران پس از انجام آخرين تمرينش دركمپ فريدريش هافن آلمان؛ در ساعت 19:30 به وقت اين كشور عازم فرانكفورت، محل برگزاري ديدار مقابل پرتغال شد تا تمريناتش را در اين شهر پيگيري كند.
ملي پوشان در هتل كويينتانال فرانكفورت اقامت گزيدند
پاسی از شب گذشته است مقصدم هتل کمپینسکی است . هتل چون نگینی بر انگشتر در میان محوطه ای وسیع از گل و گیاه و درخت و چمن در کنار روستای گراونبروخ جا خوش کرده است . چراغ های هتل و چراغ های فضای محوطه ی سر سبزش که پایه کوتاه ومربع شکل هستند و با ذوق و سلیقه تعبیه شده اند بر ستارگان طعنه می زنند . فواره های دورانی آب برای آبیاری چمن و گل و گیاهان در گردشند و ذرات و پشنگه های آب در پرتو نور چراغ ها چون دانه های یاقوت میدرخشند.
. هوای محوطه به برکت وجود فواره ها چون هوای کوهستان پاک و لطیف مانده است . دم در هتل چند نفر زن و مرد به گفتگو ایستاده و سیگار می کشند . در چند قدمی آنان که شانه به شانه ی یک ردیف درختان گل رز است پسر و دختر جوانی به عشق بازی ایستاده اند . پسردست بر سر دختر نهاده و خود در وضعیکه گرفتار حلقه ی بازوان دخترآمده لبها را بر هم چفت کرده و از یکدیگر لب میگیرند . سیگاری میکشم و به تماشا میاستم
صبح روز بازی ایران و پرتغال است هوس نوشیدن یک فنجان قهوه و دمی استراحت کردن مرا به خیابان شفرگاسه ، جایی که چند قهوه فروشی و بار وجود دارد میکشاند . چند دقیقه بعد در خیابان شفرگاسه هستم محوطه ی نسبتا وسیعی است. پیاده رو با میزهای مدور و صندلی های پلاستیکی و یک سایه بان شکیل به همراه گلدان های گل رز و شمعدانی و لاله و نسترن و چند گل قشنگ دیگر با پیچک های سرسبز که به وسیله ی چوب های مخصوصی به طرف بالا هدایت شده اند مزین شده است .
دختر و پسر ، زنان و مردان در کنار و در میان حصاری از گل و گیاه و درخت این جا و آن جا حتا روی زمین رها از قید و بند زمانه جا خوش کرده اند و صدای نوشانوشان بلند است . بوی خوب و خوش گلها فضا را آکنده و خوب و خوشتراز آن این که بوی زندگانی به مشام میرسد . به قول شاعر :
بهشت آن جاست که آزاری نباشد کسی را با کسی کاری نباشد
لحظه ای می ایستم و نگاهم مشتریان را دورمیزند . تنها یک جای خالی وجود دارد که در صندلی بغل دستش پیرزنی موطلایی نشسته است . تماشایی تر از گل ها و دیگران خود این پیره زن است ! او با کمال آرامش روی صندلیش لم داده ، پا روی پا ساق های خوش تراشش را بیرون انداخته و هر چند لحظه یک بار دست به پیاله ی می اش که سرخ فام است می برد . پیش پایش سگی پشمالو، کوچک و سفید رنگ خوابیده و پوزه اش را بر دستانش نهاده است . جلو می روم و صندلی را کمی کنار می کشم :
- خانم روزتان به خیر . اجازه دارم کنار شما و سگتان بنشینم ؟
- خواهش میکنم .
مختصر گفتگوی من و پیرزن سگ را از خواب می پراند . سگ با شتاب نگاهش را به من میدوزد و گوشهایش را تیز میکند و چند لحظه ای به تامل و درنگ می ایستد . ناگفته پیداست که شاکی است . من بی اعتنا می نشینم و او خشم خود را نشان میدهد :
- هاپ هاپ
پیرزن بلافاصله قلاده را میکشد:
- پوزه ات را ببند پلدی! آدم ندیدی مگر؟!
سگ سر جایش می خسبد . پیرزن همین که خیالش راحت می شود نگاهش را به من می چرخاند و با لبخندی باشکوه چهره اش را که می شود گفت روزگارانی نه چندان دور نمونه ی تام و تمامی از قدرت صنعت صنع بوده است روشن میکند. سپس به تانی و نازمیگوید :
- در عجبم که چرا سگ من با شما چنین کرد . می بخشید آقا. این سگ من حیوان خوش اخلاقی است . این را باور کنید ؟
کلام پیر زن صلابت دارد و به دلم می نشیند . جواب می دهم :
- باور میکنم . خلق خوش نعمت بزرگی است . من هم خودم از نظر اخلاق مثل این سگ شما هستم .
پیرزن بلند و قشنگ می خندد . شلیک خنده ی مستانه اش در خیابان می پیچد و نظرها را به سویمان جلب میکند . بعد از خنده با دل انگشتان دست چشمان به اشک نشسته اش را پاک میکند ، پیاله را که به نیمه رسیده برمیدارد و آن را لاجرعه سر میکشد .
- گوارای وجود .
به نظر میرسد پیرزن از این که هم صحبتی پیدا کرده خوشحال است . صندلیش را جلو میکشد و در وضعیکه با نوک پا گردن سگش را هم غلغلک می دهد برایم شروع میکند به تعریف کردن . سر و ته گفتارش از شجره نامه ی سگش پلدی است . موجود کوچولو و بی آزاری که دوسال و اندی است انیس تنهایی زن است .
به ورزشگاه میروم چهار چادر ۵۰۰ متري در حاشيه رود ماين و هديه بطري آب به تماشاگران بازي ايران در شهر فرانکفورت از جمله برنامه هاي ايرانيان مقيم اين شهر براي پذيرايي از تماشاگران بازي پرتغال است.
قرار است براي تجمع ايرانيان علاقه مند به تيم ملي در شهر فرانکفورت چهار چادر بزرگ ۵۰۰ متري در حاشيه رود ماين که از رودخانه راين منشعب مي شود در نظر گرفته شود تا در حاشيه تماشاي بازي تيم ملي، برنامه هاي فرهنگي و کنسرت خوانندگان ايراني مانند اصفهاني، تاجيک، افشار، عصار اجراي زنده شود.
همچنين قرار است در حاشيه ورزشگاه جام جهاني فرانکفورت محل هايي براي اهداي بطري آب معدني به تماشاچيان ايراني راه اندازي شده تا قبل از بازي از تماشاگران تيم ملي کشورمان با آب معدني کشورمان پذيرايي کنند.
بازی قشنگ نبود چنگی به دل نزد



